خاطرتان هست؟

هنرمند محترم ,  جناب آقای دکتر محمد اصفهانی , حتما خاطر خطیرتان هست آنچه که نگاشته بودید در باب خطرات و آسیبهای پارازیت . خاطرمان هست که به نحو ناشایستی ادعای اثبات نشده ایی را در بوق کردید و خواسته یا ناخواسته همنوا شدید با لجن پراکنی هر روزه رسانه های متخاصم . حتما در جریان اعتراضات متخصصین نسبت به اظهارات غیر تخصصی تان هستید آنچنانی که خودتان خبرش را دادید , هر چند سعی نمودید با علامت تعجب جلوی عنوان دانشمندان و متخصصین , پایه و مایه علمی مخالفینتان را تحت تاثیر قرار دهید .

ما که یادمان نرفته تبریک آنچنانی شما به رییس جمهور محترم جناب آقای روحانی را . گفته بودید از مواضع متین , ظاهر آراسته و سخنان موقر آقای روحانی , آنچنانکه از خود بیخود شده و علیرغم همه خاطرات خوش گذشته پا بر اصول اخلاقی گذاشته و بر دولت رفته آنچنان ناجوانردانه تاختید . دور از ذهن نخواهد بود ریزش علاقمندانتان  نه بخاطر عرض ارادتتان به ریاست جمهوری بلکه بخاطر بی انصافی تان نسبت به دولت گذشته و عرض ارادت خالصانه تان نسبت به لجن خوان لس آنجلسی . آن کنسرت کذایی با آن بازخوانی نابجا و تعریف و تمجیدهای خلاف شان شخصیتی چون نصراله معین از خاطر همه ی آنهایی که از شر مفاسدشان به صداهایی چون شما پناه آوردن نخواهد رفت . قصد ندارم بین علاقمندی موسیقایی و حرفه ایی تان و امواج دریافتی ماهواره پلی بزنم و نتیجه بگیرم که:شاید پارازیتهایی که مانع شنیدن آن صداهای ناسالم میشوند ناراحتتان کرده و نه سلامت جسمی مردمان جامعه . اما ایکاش در بیان غلاقمندیهاتان به فکر سلامت روحی و روانی افراد نیز می بودید .

راستی یادتان هست که خبر داده بودید از کارگروه بررسی اثرات پارازیتها توسط دولت مورد تایید شما؟شاید در جریان نتیجه بررسی ها نیستید ... شاید باشید ... اما قبل از آنکه نتایج حاصله مطرح بشه بد نیست یادآور شویم آنچه را که در سجایای اخلاقی رییس دولت نوشته بودید :"امیدوارم هرگز مصلحت اندیشی و مصلحت گرایی مصطلح و رایج این سالها که دستاویز وقوع خیلی از فجایع شده را پیشه نفرمایید که البته از شخصیت شما چنین باوری در اذهان نیست . " دکتر عزیز , دولت امین شما با همچون سجایای اخلاقی و اجرایی , وجود هر گونه اثرات مخرب در پارازیتهای ارسالی را رد کرده :"هاشمی وزیر بهداشت وزیر بهداشت و درمان و آموزش پزشکی کشور در گفتگوبا ایسنا اظهار کرد بطور کلی با بررسی های انجام شده می توان گفت که هیچ جای نگرانی از بابت تاثیر پارازیتها بر سلامت مردم نیست و عمدتا سطح آنها در سطح استانداردهای بین المللی است ." جناب آقای محمد اصفهانی امیدواریم با این بررسی ها مجاب شده باشید و انصاف به خرج داده و از همه ی سیاهنمایی های گذشته تان عذرخواهی بکنید تا شاید مورد الطاف الهی قرار گیرید . هر چند که در دوره جدید حیات هنری و اجتماعی تان کمتر رنگ و بویی از انصاف دیده شده .

هنرمند گرامی , شما بخشی از خاطرات اینروزهایمان هستید . یادمان هست که چه دلنشین خواندید "جاء الحق و زهق الباطل" در بدو ورود امام (ره) و در جوار آن بزرگوار . در خاطرمان مانده همه ی آثار موسیقایی شنیدنی و ماندگارتان . تعهد کاری و اخلاقی تان نیز فراموشمان نشده اما باور کنید که تغییر کرده اید. نه اینکه لزوما این تغییرات سمت و سوی منفی داشته باشند اما قطعا این تغییرات مثبت نبوده اند .

و نهایتا اینکه چه زیبا فرمودید :" آيا ديگر وقت آن نيست که از خواب غفلت بيدار شويم ؛ از عناد و لجبازي دست برداريم و نگاهي اساسي و منصفانه به دين و دنيامان بيندازيم؟ مگر نگفته اند که دنيا مزرعه ي آخرت است؟ اين روزها با غم چنين غفلت هايي سر به گريبانم ..."


قرائت قرآن توسط دکتر اصفهانر در سال ۵۷


غم غفلت نوشتاری از سایت دکتر اصفهانی

تبریک دکتر اصفهانی به رییس جمهور منتخب

بررسی اثر پارازیت مطلبی از سایت دکتر اصفهانی

مصاحبه دکتر اصفهانی و تعریف و تمجید از معین

محمد اصفهانی از ولایت عشق تا لس آنجلس

توضیحات دکتر اصفهانی پیرامون گزارش محمد اصفهانی از ولایت عشق تا لس آنجلس

مصاحبه وزیر بهداشت با ایسنا


از همین وبلاگ :

یک شب به یاد ماندنی

معصومیت از دست رفته

وقتی سامی یوسف ایرانی می شود

 

شورای ریاست جمهوری

به نظر میآد که صاحبان منصب رياست جمهوري دوره يازدهم كمي بيش از يك نفر باشند. اگه هم براي اولين بار شاهد شوراي رياست جمهوري بودید متعجب نشید .
پس از اونکه هاشمي طلبكارانه و در موضعی برتر از سركشي جهت رويت پيشرفت امور در ديدار با رييس جمهور منتخب حرف زده و سايت شخصي ایشون  از بازپس گيري انقلاب توسط هاشمی از خوارج پرده برداشته اخیرا خبرچی ها خبر دادند که خاتمي وارد عمل شده و فعلا جايگاه وزارتي فرهنگ و ارشاد رو به مسجد جامعي بخشيده . و اینهمه در حالیه که رییس جمهور منتخب فعلا سرش با همون کلید کذایی گرمه و فعلا خوش خوشان ایام پیروزی رو میگذرونن . البته بروبچ غافل نموندن و بر اساس اقوال موسوی لاری قراره یه سری کلاس توجیهی و ادراکی برای منتخب مردم تهیه و تدارک دیده بشه.
برای مایی که منتخبمون منتخب نشده فرقی نداره که منتخب مردم چگونه به تاراج برده میشه اما مسلمونی حکم میکنه که به منتخب مردم  گوشزد بکنیم که با این وضعی که داره پیش میره دیگه حتی اون کلیدت هم کارساز نباشه . "مستقل باش تا باشی بلکه بتونی معتدل باشی."


۱)آیت الله هاشمی رفسنجانی  در پاسخ به خبرنگار واحد مرکزی خبر نیز در ارتباط با دیدار خود با رئیس جمهور منتخب ملّت گفت: "آمدم، احوال ایشان رو بپرسم و ببینم کارهای شان خوب پیشرفت می کند یا نه. آقای دکتر روحانی سازمان دهی خوبی کرده اند و امیدواریم کارها به نتیجه برسد."

۲)سیدمحمد خاتمی در سخنانی گفت:شاهد وزیری باشیم که متناسب با وضعیت ایران سرفراز و مورد توجه اصحاب فرهنگ و هنر باشد و فکر می کنم که فرد مورد قبول معلوم است و اسمش را نمی‌برم و نمی گویم آقای مسجد جامعی است .

۳)موسوی لاری وزیر کشور دوره اصلاحات گفته: " وقتی می گوییم تغییر، کارشناسان باید به روحانی کمک کنند تا رئیس جمهور منتخب بتواند این تغییر را که مردم به آن رای دادند محقق سازد. نزدیکان روحانی باید به وی کمک کنند تا اساس تحول خواهی و موضوع تحول را خوب درک و مفهوم کنند."

 

ستون پنجم

ائتلاف سه نفره قالیباف .حداد و ولایتی شکل گرفت .

قرار بر آن شد تا بر اساس مقبولیت مکتسبه خروجی ائتالاف جهت حفظ وحدت اصولگرایان یک نامزد باشه .  با تمدید شدنهای پی در پی بالاخره اعلام شد که در روز 24 خرداد از خروجی ائتلاف رو نمایی خواهد شد.حداد بر این قول پایبند موند هر چند در بیانیه انصراف نامی از ائتلاف و ائتلاف کنندگان نبرد و ستادهای انتخاباتیش در خدمت ستادهای جلیلی قرار گرفتند .

 اما با توجه به شرایط موجود و خصوصا شکل گیری اتحاد ناهمگون راست سنتی و چپ (از سنتی تا مدرنش) به نظر نمیرسه در روز 24 خرداد نفر مقبول در نظرسنجی ها . یعنی محمد اقر قالیباف تنها خروجی این ائتلاف باشه . بر اساس شواهد و قرائن .انصراف ولایتی بعید به نظر میرسه مگر آنکه اتفاق خارق العاده ایی رخ بده :

الف) هاشمی بر این امر واقفه که شکست در این انتخابات پس از همه ی شکستهای پیشین یعنی خاکستر شدن فسیل هاشمی(فلاش بک : حیات سیاسی هاشمی پیشتر از اینها پایان یافته )بنابراین بی پشتوانه قبلی از انتخاب روحانی حمایت نخواهد کرد.برگ برنده هاشمی نه کنارکشیدن عارف بلکه حضور قاطعانه ولایتی در جمع اصولگرایان خواهد بود. شاید دیدار خصوصی اخیر ولایتی و هاشمی در همین راستا بوده .

ب) فی الواقع این دوره ازمبارزات انتخاباتی شاهد یک پدیده جدید به نام ولایتی بوده.علیرغم تصویر و تصورات قبلی با چهره جدید و دور از انتظاری از ولایتی شاهد بودیم . آنچنان عجیب که در مناظره سوم .قالیباف مجبور به هم نوایی با جلیلی در مواجهه با ولایتی شد . این مواضع آنچنان سهمگین بود که موجب شد تا بسیاری از علمای عضو جامعه مدرسین علنا خود رو از شائبه ی حمایت از ولایتی تبرئه بکنن . بیراه نبود که روحانی در نسخه اول مستندش از گفته های باصطلاح رقیبش مدد گرفت .


نکته :

جبهه اصولگرایی در این دوره از انتخابات با دو ائتلاف حضور یافت که اولین ائتلاف با معرفی ابوترابی و سرکشی متکی ونهایتا با انصراف یکی و رد صلاحیت دیگری پایان یافت . ائتلاف دوم همین ائتلاف سه نفره مذکور بوده که سرانجامی نداشته . در اشتباه نیفتیم و دیگرانی چون رضایی و جلیلی رو حاضر در جبهه اصولگرایی ندانیم . چون برادر محسن خیلی پیشتر از اینها خودش رو از دایره اصولگرایی و اصلاح طلبی که چه عرض کنم از دایره گفتمان حاکمیتی خارج کرده و جلیلی هم علیرغم دعوتهای مکرر برخی از احزاب اصولگرا (مثل پایداری) خارج از لیست احزاب اصولگرا وارد معرکه شد.

 

 

 

احساسات پاک علی مطهری

علی مطهری در گفتگو با برنامه شناسنامه :

"علت اصلی اینکه به عنوان رزمنده و مجاهد در جبهه‌ها حضور نداشتم هم مشغولیتی بود که در مورد آثار استاد مطهری داشتم. در آن روزها حس می‌کردم این کار برای من واجب‌تر و لازم‌تر است. "

1) تصور کنید تو دوران هشت ساله دفاع مقدس قرار میشد تا هر کسی بر اساس احساسات خودش همچین تصمیمی میگرفت ...

2) چی میشد علی مطهری همچنان احساس میکرد که انتشارآثار پدر از اوجب واجبات هستش و پا در میدان سیاست نمیذاشت؟


گفتگو با علی مطهری در شناسنامه

بیطرفی به سبک صدا و سیما

دیشب تو شب نشینی دوستانمون که مباحث انتخاباتی مطرح بود و هر کی از اومدن دیگری حکایت میکرد بحث بر سر اومدن یا نیومدن اسفندیار شد. میون کلام بزرگان, یکی از بچه ها ( گمونم ششم ابتدایی باشه ) هم با شواهد و قرائن موجود اومدن ایشون رو محتمل دونست . ما هم که از این تحلیل انگشت بر دهان بودیم عرض کردیم ششم ابتدایی جمهوری اسلامی کجا و آن ششم ابتدایی درپیتی رژیم شاهنشاهی کجا!!!

با این اوصاف برنامه جمهور خبر بیست وسی رو هم دیدیم . اما چیزی که در این برنامه ندیدیم , بچه های ششم ابتدایی ما دیده بودند . تحلیل کردم که اگه عنان این صدا و سیما رو بدیم دست همین بچه ششمی ها حتما دیگه دیشی رو پشت بومها نخواهد بود . از تحلیلهای آبکی همین بیست و سی چی ها شاهد آوردم که : تو انتخابات مجلسی که گذشت یه ائتلافی بر علیه دولت شکل گرفت که اون ائتلاف و سخنگوش جایگاه ثابتی در خبرهای انتخاباتی داشتند حال جالب اینکه این ائتلاف بزرگ با نام پرطمطراق  "صدای ملت"  تنها سه عضو داشت : مطهری و کاتوزیان و عباسپور . 

می نویسم تا باشم

دکتر احمدی نژاد با شعار گشایش در دایره بسته مدیران , چهره های جدید و عمدتا ناشناسی  رو وارد هیئت دولت خود کرد . براساس اقوال دکتر , توفیق در بازبینی های دوره ایی عملکرد وزرا و مدیران ,  ضامن بقای مسئولیت مسئولین اعلام شد . در  همین راستا و در طی مدت دولت نهم و دهم تعدادی از وزرا توفیق ادامه خدمت پیدا نکردند و نیروهای جدیدتری جایگزین شدند. از مجموع وزرا و مدیران اخراجی چون خودشون رو خادم ملت می دونستند راه خدمت در مراکز دیگر رو در پیش گرفتند اما عده ایی انگار با به قدرت رسیدن نه تنها از تشنگیشون کاسته نشد بلکه روز به روز بر عطششون افزوده شد آنچنانکه با کنار گذاشته شدن از صدارت و وزارت , سوار بر شتر کینه یکه تازی کرده و میکنن .

در چارچوب طرحها و برنامه های کینه توزانه بخشی از سیاسیون جامعه در جهت بحرانی جلوه دادن وضعیت جامعه اخیرا عده ایی از همین وزرای اخراجی , سیاست آشنا و مزورانه ی  نامه به بالاترین شخص نظام , مقام معظم رهبری  ,رو در پی گرفتند . این نامه نگاری آنچنان مفتضحانه بود که در ابتدای امر نویسندگان نامه خصوصا شخص متکی وزیر سابق امور خارجه اونچه رو که روزنامه ایران افشا کرده بود تکذیب کرد هر چند بعد از مدت کوتاهی محسن رضایی از محتوای نامه پرده برداشت و بخشهایی از گزارش ایران رو تایید کرد .   محسن رضایی خبر داد که : " در این نامه خواسته شده بود که ستاد فراقوه‌ای برای برگزاری انتخابات تشکیل شود . " در میان همه تحلیلها و گمانه زنی ها و علیرغم کتمان اولیه , منوچهر متکی تنها به بیان کلیاتی مبهم اکتفا کرد : " طی یکسال و نیم گذشته جمعی از اعضای سابق دولت‌های نهم و دهم با برپایی جلساتی به بررسی مسائل مختلف و کلان کشور می‌پردازند. حاصل جلسات فوق براساس یک تصمیم جمعی تحت عنوان یک نامه توسط تیمی 5 نفره از وزرای سابق به همراه راهکارهای پیشنهادی نگارش و تدوین شد و با امضای حدود 15 نفر از اعضای این جلسه برای مقام معظم رهبری ارسال شد. در هیچ جای نامه از رئیس جمهور و یا خلع ید وی  سخنی به میان نیامده و ادعاها یا تفسیرهای گوناگون مانند ستاد فرا قوه ای، عمدتا برآمده از بی اطلاعی اظهار نظرکنندگان است." هر چند با بیان کلیات فوق جمعی متوهم  ,مجددا فرصت پیدا کردند تا تحت توهم جریان انحرافی به برخی از نردیکان دولت بتازند اما ابهامات همچنان باقی ماند :

الف) اگر محتویات نامه در حد کلیات اعلامی باشه چرا از اطلاع رسانی بموقع خودداری شد تا این نامه مستند تحلیلهای مغرضانه رسانه های فتنه  قرار نگیره ؟

ب) چرا جزییات مکتوب , بیان نمیشه تا بقول متکی " از روی بی اطلاعی "  اظهار نظری که وهن حدود و اختیارات دولت  باشه انجام نگیره ؟

ج) اگر دلسوزی و حسن نیتی در کار بوده چرا این دوستان از ارائه  تحلیلها و راهکارهای خود به همکاران سابقشون در دولت خودداری کرده و مستقیما با مقام معظم رهبری مکاتبه نمودند .

همه این ابهامات بعلاوه نامه چندی پیش برخی از نمایندگان  خطاب به هیات رییسه مجلس جهت تشکیل ستادی ویژه برای مدیریت کشور در یکسال باقیمانده از عمر دولت به امضا نمایندگانی چون نادران ,توکلی و مصباحی مقدم نشون میده که  محتویات نامه چیزی فراتر از اونچه که اعلام شده باید باشه .به نظر می رسه بیانات اخیر مقام معظم رهبری در جمع هیات دولت موجب شده تا جزییات کاملی از نامه افشا نشه و یکی از سردمداران  کینه توز این جماعت , آقای متکی در مقام پاسخگویی به ابهامات از بیانی نرم تر  از گذشته استفاده بکنه اما آینده صدق و کذب گفتار این دسته از مدیران سابق دولت احمدی نژاد رو روشن خواهد کرد . 

سلام سینما , سلام فحشا

1) چندی پیش کارگردان حضرت یوسف , سلحشوری کرد و واقعیت پشت صحنه بخش عمده ایی از سینمای  ایران رو افشا کرد. خیلیها موضع گرفتند و هیاهو کردند تا در پس  این  هیاهو نجابت ادعایی ثابت بشه اما افسوس از حرف زیاد زیاده گویان بی عمل .

2) گلشیفته فراهانی برهنه  شد و همه باصطلاح هنرمندان نجیب خفه خون گرفته  تا در عین خاموشی با صدایی رسا اعلام بکنند که  اگر زمان و مکان جور باشه اهالی هنرهفتم دست کمی از تن فروشان و خودفروشان خیابانی نخواهند داشت .

3) اخیرا یکی از خانمهای سینماگر از نیاز مبرم برخی از هم مسلکان به حال طولانی در قبال کار طولانی خبر داده و از جو مسمومی که سلحشور هم اعلام کرده بود گلایه داشت .

و این قصه ادامه دارد ...

پیامدهای یک انتخاب

الف ) همونطور که تو پست قبلی عرض کردم وظیفه مسئولین هستش که بدون توجه به عریضه های طویل و دراز بیگانگان , تنها  امکان رقابت بین نیروهای داخل نظام رو فراهم بکنن و نه اپوزیسیون  داخلی برانداز . و وقتی آنگونه شد مردم هم اینگونه می شوند که دیدیم .

ب) شاید این انتخابات پایانی باشه بر حماقتهای  اپوزیسیون خارج نشین البته اگه کمی عقل تو کله شون باشه . پیش بینی حداقلی,  خوابی بود که شکر خدا  تعبیر نشد بلکه شد کابوس این شبهای اپوزیسیون .  و این عروسکهای خیمه شب بازی باید منتظر کابوسهای تازه تری باشند حتی اگه خواسته باشند با خوشگذرونی های " الجنادریه" وار آلزایمر  بگیرند .

ج) حضور پرشور و معنادار مردم علاوه بر اینکه این انتخابات رو تایید کرد بلکه مهر تاییدی زد بر انتخابات ریاست جمهوری 88  . عده ایی تصور میکردند که با عنایت به هوچی گری اصلاح طلبان برانداز در انتخابات گذشته ریاست جمهوری , مردم به این سیستم اعتماد نخواهند داشت و مشارکت مردمی به حداقل خواهد رسید . و بزرگان این قوم شکست خورده یعنی هاشمی  و خاتمی بر شیپوری می دمیدند که خود گوش شنوایی بر آن نداشتند .

د) عدم توفیق اصلاح طلبان موجود بسیار جالب وقابل تامل هستش . هرچقدر که از شکست قدرت علیخانی  ,اصلااح طلب قدرت مدار  ,شاد و مسرور شدم به همان اندازه از شکست کواکبیان , اصلاح طلب خدوم , غمگین و ناراحت شدم . کواکبیان اصلاح طلبی بود که حتی در اوج فتنه ها و اوج تحریمها , پشت به نظام نکرد و نشون داد که اصلاح طلبان هم میتونن قانونمدار باشند . امیدورام از تجربه های ایشون در موقعیتهای دیگری استفاده بشه .

ه) میزان مشارکت مردمی به تفکیک منطقه جغرافیایی نشون داد که شهرها و روستاها در برابر  کلانشهرها گوی سبقت رو همانند گذشته ربودند  و مشارکت قابل توجهی از خود بروز دادند . جای بحث داره که چرا همچین کلاشهرهایی که مدعی اوج تمدن و  روزآمدی هستند به یکی از عمده ترین نمادهای مدنیت اینگونه واکنش نشون میدن و بر مسئولان هستش که ایران را تنها در این کلانشهرها خلاصه نکرده و زمینه ارتقا سایر مناطق را هم فراهم بکنند .

انتخابات ,  آزادی یا خودکشی

انتخابات , از مهمترین امورات و از بارزترین جلوه های مردمسالاری شمرده می شود که توجه و اهتمام به برگزاری آن , نشان از روحیه ی  مردمسالار مسئولین و مجریان آن نظام و تنوع  احزاب و شخصیتهای نامزد با افکار و عقاید متنوع و متکثر حکایت از فضای باز سیاسی حاکم بر جامعه دارد . اما آن چیزی که مهر تاییدی بر صحت و سلامت هر انتخاباتی می زند مشارکت بالای مردمی می باشد . چرا که انتخاباتی نمادین و فرمایشی , بی میلی و بی رغبتی مسئولین و یا انحصاری شدن عرصه رقابت ,موجبات دلسردی و بی توجهی عمومی را فراهم کرده و از مشارکت اقشار جامعه می کاهد.

هرچند انتخابات از اهمیت فوق العاده ایی برخوردار می باشد اما  توجه عمده به این امر مهم , دلیلی بر بی توجهی به سایر امورات نخواهد بود بلکه ضروری و منطقی می باشد که کلیه امورات جامعه در چارچوب قواعد و قوانین حاکم  و با توجه به اولویتها , رسیدگی ,  تا توفیق همه جانبه ایی حاصل گردد . حال اگر بپذیریم تمامی  این چارچوبها  ,در جهت حفظ منافع ملی و تقویت نظام حاکم وضع شده اند حتی تصور اینکه بواسطه یکی از اجزا خللی بر امر حفظ و تقویت نظام وارد شود محال به نظر می آید و البته این امری منطقی و جاری در تمامی نظامات سیاسی  می باشد .

حال با این اوصاف , عقلانیست که انتخابات بعنوان یکی از جنبه های مدنیت نظام در تضاد با اصل نظام , طراحی و اجرا گردد؟

قطعا خیر , اما چنانچه نظامی با بی تدبیری مسئولان , دست به همچین حماقتی بزند و مجال  چنگ اندازی معاندین و براندازان را فراهم نماید , انتخابات دیگر نماد آزادی سیاسی نخواهد بود بلکه به نمادی جهت خودکشی سیاسی بدل خواهد شد . فی الواقع این از هنر مسئولان یک نظام نخواهد بود که عده ایی معاند برانداز را در معرض انتخاب قرار دهد و یا حتی به بهانه انتخاب شدن همچین تریبون موثری در اختیارشان بگذارد بلکه این عین حماقت ناشی از سوتفاهم نسبت به معنا و مفهوم انتخابات است .

برخلاف آنچه تبلیغ می شود که در یک انتخابات آزاد هرکسی حق انتخاب شدن دارد , انتخابات آزاد در قالب یک نظام سیاسی زمانی معنا می یابد که امکان انتخاب اصلح در چارچوب نظامی که مجری انتخابات است قراهم شود . پس چگونه ممکنست به شخصی ,حزبی, گروهی  که به اصل نظام اعتقاد ندارد مجال انتخاب شدن داد؟ دقیقا بهمین خاطر است که در همه ی سالهای گذشته در آمریکای باصطلاح باز و دموکرات و در سخت گیرانه ترین و محافظه کارانه ترین حالت تنها به دو حزب امکان انتخاب شدن داده شد و در سایه این سیاستها و به مدد رسانه های پرگوی آمریکایی امکان ابراز وجود هیچ گروه دیگری (حتی معتقد به نظام لیبرال سرمایه داری آمریکایی) وجود ندارد.  

اما کشورهای مستقلی چون ایران از آنرو که مستقل هستند از حملات سیاسی و رسانه ایی غربی در امان نخواهند بود و بوسیله عمال داخلی این قدرتها , نسخه های پیچیده شده ایی تجویز می گردد که غربیها خود بر انجام آن عاجزند. اما شایسته است که بجای جو زدگی و دستپاچگی ناشی از تبلیغات رسانه ایی , بر اساس نسخه ایی که بومی شده و با شرایط سیاسی , فرهنگی , اجتماعی ما مطابقت دارد و در قانون تحت سرفصلهای مشخص ,گنجانده شده ,عمل گردد . و عمل به قانون در این زمینه یعنی فراهم کردن امکان رقابت بین احزاب , گروهها و دسته جات معتقد به چارچوبهای نظام با افکار و عقایدی متفاوت و نه  نیروهای معاند برانداز  زیرا در جمهوری اسلامی , مخالفین و معاندین تا وقتیکه اقدام مشخص براندازانه از خود بروز نداده باشند حق اظهار نظر و فعالیت سیاسی و اجتماعی خواهند داشت اما این آزادی حاکم برجامعه  ,حقی جهت انتخاب شدن برای آنها ایجاد نمی کند .

عاقبت قاتلین شهید کردان

  "سایت توکلی عنوان کرده که نادران وتوکلی برای انتخابات آتی مجلس نامزد نمیشن."

پیش از این اشخاصی چون عماد افروغ , خوش چهره و ابوطالب با توجه به چنگ اندازیهای هر روزه بر چهره پاک و خدوم دولت پایگاه اجتماعی خودشون رو از دست رفته دیدند یا در انتخابات قبلی شرکت نکردند و یا اینکه مردم مجال چنگ اندازیهای مجدد رو ندادند . و حال خوشحالم که قاتلین شهید کردان (توکلی و نادران) به واقعیت پایگاه اجتماعی خودشون پی بردند .

خدایش بیامرزد.


چرا پدرم تنها ماند؟

اوج بصیرت یا اوج حماقت؟

خباثتهای انگلیسیها بر کسی پوشیده نیست .

مصداق عینی لغت دشمن .

پدر تمامی فتنه ها

و مصوبه مجلس در قطع رابطه با این روباه کثیف در این هوای سرد پاییزی بسیار دلگرم کننده بود .

شکر خدا حمایت همه جانیه دو قوه دیگه رو هم در پی داشت .

اما با این اوصاف

 چه لزومی داشت تا دانشجویان  وارد سفارت انگلیس بشن؟

چرا دانشجویان انقلابی ما قبل از تحرکات رسمی دست به همچین کاری نزدند؟

به نظر حقیر موضع نظام در برابر انگلیسیها بسیار عزتمندانه بود که شایسته بود دانشجویان به این مواضع احترام میذاشتن . اینکه برخیها قصد داشتن "13 آبان بازی" دربیارن و جایی رو تصرف بکنن و شورا تشکیل بدنن و تند تند بیانیه صادر بکنن اصلا مناسب شرایط امروز جامعه ما نبوده ونیست . اگه واقعا قرار بود کاری صورت بگیره قبل از اقدام قوای نظام چرا دانشجویان ورود نکردند؟

قضاوت کجکی

حکم دستگاه قضا برعلیه متصدیان نشر ویژه نامه وزین و خواندنی خاتون  و شرم آورتر از همه برخورد کثیف عوامل این فضاحت  لکه ننگی بر دامن دستگاهی هستش که قراره  یادآور عدالت علوی باشه.

 

مکتوب گرانبها

دی ماه 77 بود . 18 سال داشتم .

نمیدونم چی شد که خواستم یادگاری از رهبرم , امام خامنه ایی داشته باشم .

نمیدونستم راهش چیه ..

تا اینکه ...

 پیدا کردم .چند سوال شرعی نوشتم و آخرشم خواستم نصیحتی بشنوم .

منتظر موندم .

باورم نمیشد .

پاسخ تک تک سوالات به خط مقام معظم رهبری به دستم رسید .

و از اون سال تا به حال, این مکتوب گرانبها شد ارزشمندترین داشته ی من .


  


از همین وبلاگ و با همین موضوع :

چوب لای چرخ گذاران / دست دردست شیطان / کاکا یا عبدالرحمان؟ / رمی جمرات

 

او این بود

چند سال پیش بود . یکی از روزای گرم تابستون سال83 . دوران خدمت سربازی . مایی که اصلا نمیدونستیم رانندگی چیه و از آداب ورسومش مطلع نبودیم به یکباره شدیم مامور راهنمایی ورانندگی تا با برگه های جریمه , مردم رو با آداب و رسوم رانندگی آشنا بکنیم!!!

اولین روز خدمتی , هریک از نیروهای جدیدالورود , وردست یه نیروی قدیمی تر مشغول به روانسازی ترافیک شدند . من هم از این قضیه مستثنی نبودم . تو یکی از اضلاع پل بسیج , ادای همخدمتی پایه بالا رو در می آوردم . پسری قد بلند با موهای کم پشت و سفیدرو که محترمانه خطاها رو گوشزد میکرد . رشتی بود و مترجمی زبان انگلیسی خونده بود . دوست نداشت لهجه گیلکی در حرف زدناش نمود داشته باشه بهمین خاطر خیلی آروم و شمرده حرف میزد . از گفته هاش بر میومد که بعد از خدمت موندنی نیست . حقا و انصافا تو روزای اول , راهنمای خوبی برام بود . با گذشت زمان به کارمون مسلط شدیم و خودمون شدیم راهنمای جدیدالورودهای دیگه . ازهمون اول یا حتی قبل از خدمت با خودم قرار گذاشته بودم تا در زندگی مشترک با همخدمتی هایی از مناطق مختلف با خلق و خوهایی مختلف محتاط  باشم و در برخورد با دیگران همیشه سعی کنم تا فاصله های منطقی ایجاد بکنم . زندگی در آسایشگاه(واقع در کیانشهر) زمینه ساز آشناییهای بیشتری شد . در پی این آشناییها, جنتلمنی رو که فوقا وصفش رفت بیشتر از پیش شناختم . برام جالب بود همچین ظاهر متین و موقری تمایلات همجنسگرایانه از خودش بروز میده . یا اینکه غروبای پنجشنبه عین دختر خانوما , کلی جلو آینه بزک میکرد و به اتفاق دوستاش خیابونای بالای شهر رو متر میکردند و از دیده هاشون برای باقی بچه های آسایشگاه تعریف میکردند . با افتخار از فحشهایی که تو فلان بازی بین تیمی از انزلی و رشت نثار انزلی چی ها کرده بود تعریف میکرد . خیلی راحت با همیاری افسر نگهبان , انواع و اقسام فیلمهای مبتذل رو نمایش میداد . از اینکه علیرغم ممنوعیتها,  بهمراه افسر کادر , سیگار میکشید احساس غرور میکرد . مخالفت با نظام رو تنها در فحاشی خلاصه کرده بود و اگه بحثی پیش میومد استاد فحاشی به نظام میشد و ... این در حالی بود که همچنان آروم و شمرده و موقر صحبت میکرد و حتی الآن هم که تو بی بی سی برعلیه نظام گزارش تهیه میکنه . جالبه برام ,مهرزاد کهن روزی که از سیاست تنها فحاشی و پرخاشگری رو بلد بوده حالا برعلیه نظام در بی بی سی گزارش تهیه میکنه .

از بی بی سی چیزی فراتر از این نمیشه انتظار داشت . به نظرم اونچه از زندگی تقریبا دو ساله ام با مهرزاد کهن روز نوشتم چکیده ایی از واقعیت بی بی سی میتونه باشه.ظاهری دل فریب اما باطنی...


درعکس مهرزاد کهن روز مشخص شده.


کاریکاتورعملکرد خانه سینما و بی‌بی‌سی...! / مزدوران بی بی سی فارسی / ثبت نام بی بی سی چی ها برای دریافت یارانه نقدی / دروغ بی بی سی درباره نماز میت حجازی+ عکس /

علاقمندیهای یک استاد بی تربیت

ضمیمه دوچرخه هفته قبل روزنامه همشهری گفتگویی داشت با جناب (حتما وحکما) استاد سروش صحت.حرفای جالبی رد و بدل شد اما یکی از پاسخهای حکیمانه جناب استاد برام خیلی جالب بود و به نظر میرسه برای درج در یک ضمیمه مخصوص نوجوانان مناسب بوده باشه.جناب استاد در پاسخ به این سوال که : "شده خودت هم جوک بسازی؟" متفکرانه چنین فرمودند که : " خیر.ولی به جوکهای بی تربیتی خیلی علاقه دارم ."

آنقدر پاسخ استاد حکیمانه بود که عقل ناقص ما ارتباط  این جواب به اون سوال رو هنوز که هنوزه کشف نکرد . اما ارتباط مضمون فیلمهایی چون پوپک و مش ماشاالله و ساختمان پزشکان رو با علاقمندیهای بی تربیتی استاد کاملا درک کرد

واقعا بایستی به حال مسئولان صداوسیما که آنتن رو به این مفتی در اختیار همچین آدمهایی قرار میدن تاسف خورد.


درهمین وبلاگ و با همین موضوع : حسنک کجایی؟انتخابات نزدیک است. / ار حرف تا عمل مجیدی / دست شیطان / دست کشیده ها

سوپرمن رضایی وارد میشود

یکی از ماجراهای جذاب برای رسانه های اپوزیسیون در سالهای گذشته حضور یکی از فرزندان آقای محسن رضایی در آمریکا و جولان دادن بی حد و حصر این آقازاده در هتاکی و فحاشی به نظام در این رسانه ها بود . میگن چند وقتی پس از اون لجن پراکنی, این آقازاده حتما محترم, به ایران برگشته و مثل همه آقازاده ها تا به الان یا دکتر شده یا داره دکتر میشه . این مسافرت کاری آقای آقازاده اگه برای مردم ایران سودی نداشت برای برادر محسن فواید بسیاری داشته که شاید یکی از اون فواید آشنایی برادر محسن با شخصیت شخیصی چون سوپرمن باشه.همذات پنداری برادر محسن رضایی با سوپرمن تو نوشته اخیر ایشون تو وبسایتشون نمود عینی داره میگی نه بخونید:

سوپرمن رضایی یا خنده و گریه در پرواز 613

برای عزیمت از تهران به مشهد مقدس، خودمان را به پرواز 613 ماهان رساندیم. موقع بلند شدن احساس کردم چرخ های هواپیما با زمین اصطکاک زیادی پیدا کرد و صدای برخورد چرخ ها روی باند کمی توجه ام را جلب کرد. (تو این لحظه سوپرمن رضایی چند ساعت قبل از سانحه و باهوشتر از همه عوامل پرواز خبر آورد که خبری در راه است.) در طول مسیر, پرواز خوبی داشتیم. خلبان توضیحاتی در حین پرواز داد. در ارتفاع 33 هزار پایی پرواز کردیم. نرسیده به مشهد لحظاتی خوابم برد قبل از فرود بیدار شده بودم.هنگامی که هواپیما روی باند قرار گرفت احساس کردم ترمزهای هواپیما سفت تر از پروازهای دیگر گرفته شده بود گویی خلبان می خواست بجای رفتن به انتهای باند از وسط های باند بپیچد(سوپرمن رضایی بازهم به تک تک نقایص هواپیما واقف شده وهمچنان خبر از خبرتازه ایی میده ) احساس کردم خلبان می خواهد از همان فاصله ای که احتمالا رمپ خروج از باند است خارج شود(اینجا متوجه میشیم که تنها حس ششم سوپرمن رضایی در درک نقایص به کمکش نیومده بلکه احساسات ایشون هم در امر دخیل بوده)، ناگهان صدای بسیار شدیدی از نوع برخورد هواپیما با یک مانع سخت را شنیدم و کمتر از یک دقیقه هواپیما متوقف شد. صلواتی فرستادم. پس از لحظاتی که سکوت بر مسافرین و کادر پرواز و خدمه حاکم بود سروصداهایی در هواپیما بلند شد. بالاخره افرادی از خدمه هواپیما از مسافران خواستند از جای خود بلند نشوند پس از چند دقیقه خلبان به مسافران توضیح داد که مسئله خاصی نبوده است.

منتظر باز شدن درهای هواپیما بودیم که ناگهان اعلام شد درها قابل باز شدن نیستند و باید از درهای اضطراری بیرون برویم یک مرتبه سرو صدا و هیجانات فضای هواپیما را پر کرد . صدای گریه زنها و بچه ها بلند شد مسافران متوجه شده بودند که حادثه ای اتفاق افتاده است ولی نمی دانستند حادثه چیست ؟(غافل از اینکه سوپرمن رضایی قبل از پرواز متوجه همه چیز بود) آنها متوجه شدند که موضوع به آن سادگی که خلبان گفته بوده نیست.. بعد از این از سرسره های اضطراری به پایین هدایت شدیم و متوجه شدیم که قضیه چه بوده است چرخ جلوی هواپیما کنده و پرت شده بود هواپیما از باند خارج و آتش گرفته بود باند و زمین اطراف آن خیس بود. از آبهای کف باند و اطراف آن مشخص بود که آتش نشانی به موقع عمل کرده است . (واقعا به هوش و ذکاوت و احساس این سوپرمن غبطه میخورم)

گویا خانم یکی از پاسداران گارد پرواز که در همان نزدیکی خانه ای دارد از پشت پنجره دیده بود که هواپیما آتش گرفته و تلفنی شوهرش را مطلع می کند. من از در اضطراری سمت چپ هواپیما بیرون پریدم مقدار کمی هم دستم زخم شد و روی خارو خاشاک خارج از باند پیاده شدم .(واین مقدار هم بس بود تا تیتر تمامی رسانه ها بشی) از منطقه بیرون باند روی باند آمدم. به بقیه مسافرین گفتم از هواپیما فاصله بگیرید(و از اینجاست که سوپرمن رضایی رسما وارد میشود) محافظین هم از من می خواستند که سریع از هواپیما فاصله بگیرم اما شیون و گریه خانم ها و بچه ها هر نوع حرکتی برای خروج از صحنه را از من گرفته بود.(از برتری های سوپرمن داخلی برنمونه خارجیش همین احساسات نابشه) به دوستانم گفتم ما در بین مردم می مانیم تا اگر کسی نیازی داشت به او کمک کنیم.(بابا دمت گرم سوپرمن) آقای کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان با همسر و دو فرزندش که از مسافران این هواپیما بودند نیز از هواپیما خارج شدند پسر کوچک ایشان کیفش در هواپیما مانده بود و گریه میکرد. حجت الاسلام والمسلمین آقای رشاد و چند نفر روحانی دیگر هم از درهای اضطراری بیرون پریدند. خودروهای سواری از پاویون شخصیت ها به سمت ما آمدند و پاسداران گارد هوایی اصرار می کردند که سوار شده و از محوطه خارج شوم.(حدس میزنم سوپرمن رضایی از همچین کاری سر باز بزنه آخه براش افت داره اگه بره که فیلممون میشه کشک) آنها می گفتند هر لحظه ممکن است هواپیما منفجر شود اما نمی توانستم قبول کنم با دوستان دیگر آنجا ماندیم تا مردم سوار اتوبوس شوند و بروند. (دیدی گفتم.دم سوپرمن رضایی و تمامی دوستاش گرم.) با آخرین اتوبوسی که مردم را به ترمینال می برد رفتم.(ذکر این آخرین اتوبوس خیلی مهم بودااا ) دلم می خواست میان مردم باشم تا اگر نیازی بود کمک کنم. (آخی.قربون دلت بشن همه این مردم)

حدس می زدم مردم عصبانی، بخواهند ناراحتی شان از مسئولین را با من در میان گذاشته و گره های دل خود را باز کنند.(سوپرمن رضایی بنده خدا شده آچار فرانسه . باید به داد مسئولن هم برسه) وارد ترمینال که شدم بسیاری از مسافرین مرا که دیدند اطرافم جمع شدند و هر کسی چیزی می گفت. خانمی می گفت: آقای رضایی چرا اینجا دکتر نیست؟ آقایی می گفت: آقا امام رضا کمکمان کرد . کم کم چهره های گرفته مردم باز میشد ، لبخندها جای نگرانی ها را می گرفت ، گریه های کودکان خاموش می شد. حدود 11 نفر جراحت کمی برداشته بودند که اکثر آنها در همان فرودگاه مداوا شدند. با بهتر شدن روحیه مردم، خوشحالی به درون من برگشت.(قربان درونت) هواپیما حامل بیش از 200 مسافر بود و از یک فاجعه ای جلوگیری شده بود. مطمئن شدم که امام رضا به کمک زوارش آمده بود. وقتی از میان آنها رفتم چهره های باز شده مسافران حکایت از بازگشت آرامش به درون آنها داشت. (دقیقا شد عین آخر فیلمای سوپرمن خارجی.دمت گرم.کلیه اسناداردهای جهانی رو رعایت کردی) احتمال عجله خلبان در خروج از باند یا اشکال فنی در باند فرودگاه مشهد وجود دارد.(به نظر من که دیگه نبیازی به نظر کارشناسان نباشه.حکم رو بدید بره ) انشااله به مسئولان خواهم گفت که رسیدگی جدی به عمل آورند.(حتما)


 شوخی:

الف) میگم بد نیست برادر محسن, فیلمساز بشه ها.نشون داده بهتر از خیلی از نویسنده ها وکارگردانهای نامی داخلی با قواعد کار آشنا هستش.

ب) میگما مثل اینکه بعضی ها هنوز تو فضای انتخاباتی تشریف دارند.ایکاش مسئولین همیشه تو توهم انتخابات باشند تا بدرد بخور بشن .

ج)از دو جای قصه خوشم اومده یکی که میگه :" ...آنها می گفتند هر لحظه ممکن است هواپیما منفجر شود اما نمی توانستم قبول کنم با دوستان دیگر آنجا ماندیم تا مردم سوار اتوبوس شوند و بروند.با آخرین اتوبوسی که مردم را به ترمینال می برد رفتم."و اونجایی که میگه :" وقتی از میان آنها رفتم چهره های باز شده مسافران حکایت از بازگشت آرامش به درون آنها داشت "

جدی:

از اینهمه منیت و خودخواهی بدم اومد.لغنت بر اینهمه رذالت.

معصومیت از دست رفته

روزهایی از فتنه فتنه گران گذشته بود که سامی یوسف خواننده مسلمان ایرانی الاصل بریتانیایی تو وبسایت رسمیش با استناد به خبرها و گزارشهایی از بی بی سی ,بصورت کاملا ناجوانمردانه و طی سه پست جداگانه, جمهوری اسلامی ایران رو مورد حمله قرار داد . علیرغم انکارهای قبلی, به یکباره سامی یوسف خودش رو ایرانی معرفی میکنه وبدون اطلاع بی واسطه از اوضاع سیاسی اجتماعی ایران و ماهیت معترضین , داده های بی بی سی رو خروجی خودش قرار میده.هر چند در پایگاههای داخلی هوادار سامی اعتراضاتی از سوی هوادارن مستقل صورت گرفت اما تیمی از هوادارن که مدیریت این پایگاهها رو برعهده داشتند ذلت همراهی با سامی رو به بهانه موسیقی اسلامی وفاخر به جان خریدند.

ماههای بعد و درجریان سرکوب اعتراضات دانشجویی, توسط پلیس انگلیس ,واکنش سامی منطقی به نظر میرسید فلذا در فروم وبسایت رسمی سامی یوسف این موضوع مطرح شد اما واکنش مدیران فروم چیزی جز حذف تاپیک و قفل نام کاربری این حقیر نبود.

سامی یوسف به خود اجازه نمیده تا درمورد برخورد خشن پلیس با دانشجویانی که مطالبات صنفی شون رو بیان میکردند مطلبی بنویسه  و حتی از اشاره دیگران در وبسایتش به خشم میاد اما به خودش اجازه میده تا درباره  شورش براندازانه یک عده در کشوری دیگه هیاهو به پا بکنه . و این بریتانیاپرستی محض پیش از اینها وسالها قبل در نامه اعتراضی ویون رایدلی,  نومسلمان روزنامه نگار و سیاستمدار انگلیسی به سامی انعکاس داشت : "سامی یوسف متولد بریتانیا  که سرافراز است که تبعه انگلیس می باشد و تلاشش این است که ما تابع قوانین بریتانیا باشبم ..و در شگفتم که چرا از هوادارانش تقاضا نکرد که سرود ملی انگلیس(سرزمین ارزو ها) بخوانند..سامی از حاضران خواست اگر به تابعیت انگلیسی خود افتخار می کنند هورا بکشند ...وقتی که همه هورا کشیدندن خطاب به آنها گفت فریاد وهورایشان را نشنیده است.بلندتر هورا بکشند.چه کسی میتواند به انگلستان افتخار کند؟به سومین کشور منفور دنیا و به کشوری که دستانش به خون برادرانمان در عراق ..فلسطین..افغانستان آلوده است..تاریخ بریتانیا سرشار از خونریزی و بیرحمی و ریشه در برده داری و ظلم وجنایت دارد.....سامی یوسف می خواهد جزیی از جامعه بریتانیا و تابع نیروی پلیس باشیم که از ۱۱ سبتامبر ۲۰۰۱ به بیش از ۳۰۰۰خانه مسلمان یورش برده  و در لندن بیگناهی مورد هدف گلوله قرار داده و در توجیه جنایتش گفته نتوانستم بین بنگلادشی یا برزیلی بودن او تفاوت بگذاریم...زندگی در سیاره و در دنیای سامی چیست ..تعجب میکنم به تابعیت بریتانیایی خو افتخار میکند ولی در خاورمیانه ودر مصر زندگی میکند."

واین عین ساده لوحی هستش که هنوز برخی از پایگاههای داخلی با خوش خیالی محض , اخبار سامی یوسف بریتانیایی رو دنبال و از سبقت در انعکاس آن خوشحال ومسرورند .

با این اوصاف سرکوب اعتراضات اخیر بریتانیا در وبسایت سامی انعکاسی خواهد داشت؟ 


  

سامی در کنار جنایتکاران بریتانیایی :دیوید میلبند, جک استراو و سفیر بریتانیا در مصر


در همین دوبلاگ:
وقتی سامی یوسف ایرانی می شود!!

سمت خدا

سلام

راستش قدرت و شجاعت بیان اونهمه عظمت رو ندارم و از اونهمه زیبایی عکسهای زیر برام یادگاری مونده :


دخترم "سیده سنا" کوچکترین عضو کاروانمون


درحاشیه:

1) چند روزی هستش که از این سفر برگشتیم . دلم برای هوای خنک عربستان تنگ شده !!! وقتی کولر خونه یا ماشین رو می بینم یاد بعضی از عکسهای روزنامه ها می افتم که گوشه ایی قید شده : " این عکس تزئینی است ".

2) از اینهمه زور بالای سر عربستانیها خوشم میاد. زورکی حجاب میکنن, زورکی رانندگی نمیکنن, زورکی نماز میخونن , زورکی وقت اذان کسب وکارشون رو تعطیل میکنن , زورکی ....

3) اونجا مدلای ماشین عجیب آپدیته اما سطح عمومی فرهنگ رانندگی واستفاده از وسیله نقلیه عجیب آنتی آپدیته !!!

4) اونجا قانون یعنی شرطه هایی که حقا یونیفرم به تنشون زار میزنه . اگه عشقشون بکشه دوربین یه ایرانی رو بگیرن همون میشه قانون در حالیکه چند قدم اونطرفتر یه جمعیت مثلا ترک دارن عکس دسته جمعی میندازن . پلیس اینهمه بدترکیب وبدلباس ندیده بودم .

5) ساختمونهای اونجا انگاری با دیش های ماهواره ایی مسقف شده .

6) به جون خودم اونچا همه فارسی میگن و میفهمن برای همین وقتی تو ماشین داشتیم تعداد همسران آقای راننده رو حدس میزدیم یهو جواب شنیدیم که به کنایه داره میگه "5/1 تا " .

7) وقت اذان,جلوی فروشگاههای بسته آوارگی ایرانیها جالبه .

8) اونجا برجی عظیمی کنار مسجدالحرام قد علم کرده که روحانی کاروانمون کنار خانه خدا جرات نداره بگه این ساختمون شاهزادگان سعودی معروف به برج شیطان شده واینرو تو هتل به ما میگه.

9) اونجا اگه نفت تموم بشه , گاز تموم بشه, تموم سفرهای زیرزمینی بخشکه , ایرانی جماعت که تموم نمیشه . خوش به حال جیباشون .  


از همین وبلاگ:

موسم حج

ما هم جنایتکاریم

خوب:

اینروزهای پیش از عید شاید زجرآورترین روزها برای نان آور خانه ایی باشه که دخلش با خرجش نخونه و روزهای آغازین پس از تعطیلات هم , زجرآورترین روزهای خانواده ایی باشه که همچون نان آوری داشته. اما چیزی که امسال فضای نابرابری طبقاتی رو تونست کمی تلطیف بکنه و ناظرین همیشگی روزهای قبل از عید رو به بازار بکشونه اقدام هوشمندانه دولت در واریز مبالغ یارانه ها به حساب اشخاص , تحت عنوان طرح هدفمندی یارانه ها بود . نمیشه منکر شد بازار پر رونق امسال بازتابی از مدیریت در مصرف توسط اقشار متوسط جامعه و بکارگیری یارانه های پس انداز شده باشه . تشکر از دولتمردان رو وظیفه خودم میدونم .

بد:

اواخر اسفند و اوایل فروردین همواره روزهایی بوده که  خیل عظیمی از نیروی کار کشور تحت عنوان کارگر چشم به ابلاغیه های مربوط به حقوق و دستمزد سال آتی دارند و البته پر واضح هستش که در این کشمکش بین نمایندگان کارگر و کارفرما در تعیین حداقلهای زندگی , زمین خورده همیشگی , کارگران جامعه بوده و هستند . امسال هم مثل همیشه تاریخ (چه در این سالهای پس از انقلاب و چه قبل از آن و چه در ایران و بیرون از ایران) ادعا شده حداقلهای زندگی روزمره کارگران تامین شده اما هم متولیان امر و هم همه ما و شما میدوینم همچین چیزی با حداقل حقوق 330000 تومانی امکان نداره . اما نکته ایی که در این بین وجود داره دقت عجیب در تعیین حداقلها  و مطابقتش با عین تورم اعلامی  هستش که اگه  تو همه ی وظایف محوله همچین دقتی داشتیم الان  تو جایگاهی نبودیم که هستیم . اما ایکاش تمکین کارگران بر ابلاغیه های مراجع تصمیم گیر تمکین و تعهد پرداخت کارفرما رو بهمراه داشت چرا که متاسفانه همین حداقلهای هم با تاخیرات چند ماهه پرداخت میشه و یا اصلا در عمده موارد پرداخت واقعی صورت نمیگیره .

زشت:

حمله وحشیانه سعودیها در خاک بحرین برعلیه مردم عمدتا شیعه بحرین از خبرهایی هستش که بایستی هشداری باشه برمایی که  زیارت رو با تجارت اشتباه گرفته و هرساله خزانه وهابیون سعودی رو  پر از داشته های خودمون میکنیم . ما هم در این جنایت شریکیم . جنایتکار فقط اونی نیست که اسلحه میگیره و مردم بیگناه بحرین رو از ناحیه سر مورد هدف قرار میده بلکه مایی که هرساله واردات گسترده ایی از بنجولهای چینی و ... در موسم حج عمره و تمتع از عربستان صورت میدیم هم جنایتکاریم . برام مبهمه که مراجع دینی و دولتی تو این وضعیت چرا نباید عمره رو تحریم بکنند؟


درهمین وبلاگ و با همین موضوع :خوب..بد..زشت


سال نو مبارک

بالاترین یعنی چه؟

شاید تا بحال گذری یا نظری بر بالاترین داشتید . اگه نه ... پیشنهاد میدم جهت انبساط خاطر هم بوده تو این دنیای واقعا مجازی!! سرکی بکشید . اگه تجربه اول باشه تصور میکنید که اینهمه لینک داغی !! که می بینید حکایت انقلاب همه گیر مصرو لیبی و...هستش که خبر از حضور میلیونی مردم در سطح شهر میده . اما در واقع ادعا میشه بازتاب قیام و خروش مردم شهرتون تو فلان خیابون هستش که همین چند لحظه پیش از سوپری سر یکی از چهارراهاش خرید کردید و خبری نبود.

بالاترین یعنی همین : "دروغ گنده تر رتبه بالاتر"

تو همه ی این دروغها گاها ضمن لینکهایی معترف میشن و مجبور به گدایی میشن که :

براتون جالب نیست که همینایی که ادعای حضور میلیونی دارند جهت میلیونی شدن دست به گدایی میزنن.تازه عمق فاجعه اینه که محتویات لینکها خیلی خنکتر از داغی ادعایی تیترهاشونه . مثلا لینکی که حکایت آنچنانی از حضور مردم داشت فیلمش تو یوتیوب حضور مردمی رو اینجوری به تصویر میکشه:


هاشمی می تازد...

امروز سه شنبه 89/12/3 بصورت کاملا اتفاقی گذرم افتاد به وبسایت شخصی آقای هاشمی رفسنجانی . نکته ایی که برام جالب بود نمود هرچه بیشتر کینه, ... که  نه , بلکه عداوت آقای هاشمی و وبسایت گردانانشون با آقای احمد ی نژاد بود. پس از گذشت ماهها از مناظرات انتخاباتی ریاست جمهوری هنوز هاشمی و همراهانشون تو وبسایت فوق الذکر در همون حال و هوا سیر میکنن که بدون توجه به تاریخ نوشته ها , انگار به عقب برگشتیم و همون روزا رو داریم سپری میکنیم. انگار نه انگار که پس از همه اون روزای مناظرات و نامه نگاری ها و نمازجمعه کذایی , فتنه ها و آشوبها و هوچی گریهای بسیاری پشت سرگذاشتیم و  وحشی گریهای 25بهمن رو چند روزی هستش پشت سرگذاشتیم...

همه تلاش وبسایت هاشمی این بوده تا با رد احمدی نزاد,  در تایید هاشمی قدم برداره و بدین ترتیب یخ انزوای بیش از پیش هاشمی آب بشه و این در انتخاب مطالب و تیترها کاملا واضحه به گونه ایی که :

 الف) 4 تیتر اصلی سایت چه بصورت مستقیم و با نام بردن از احمدی نژاد و چه بصورت غیرمستقیم, دولت و دولتمردان رو مورد عتاب قرار داده:

احمدی نژاد و فتنه ؛ سکوت یا جاخالی ؟

آیا مهلت احمدی نژاد رو به پایان است ؟

هاشمی : اسلام ایرانی از مصادیق فتنه مهدویت است

هاشمی : دولت و صداوسیما الگوی قانونمداری مردم

 ب) علاوه بر مطالب اصلی سایت, طرح مطالب تخریبی علیه دولت و دولتمردان بخش دیگه ایی از مطالب سایت هستش:

در صداو سیما شکستن حرمت امام و رهبری و هاشمی رواست اما احمدی نژاد هرگز

رمز گشایی احمدی نژاد از نامه هاشمی !

تفاوت قانونمداری هاشمی و اسلام ایرانی

 ج) قسمت "مرورگر اخبار" سایت که علی الظاهر باید تیترهای رسانه های مختلف رو منعکس بکنه از دست اندازیهای مدیران سایت در نقل قول تیترها در جهت تحقیر و تخریب دولت,خصوصا آقای احمدی نژاد چیزی کم نذاشته :

چرا احمدی نژاد نباید علیه جریان فتنه حرف بزند؟ شده : چرا احمدی نژاد نباید علیه جریان فتنه حرف بزند؟ * با سکوت حکیمانه (؟) رئیس جمهور کمتر عاقلی می تواند ایشان را متهم به "بی بصیرتی" کند!!!

قیاس، آنروی دیگر فتنه شده : قیاس، آنروی دیگر فتنه * احمدی نژاد عاقلتر و بزرگتر از این حرفهاست كه در مورد فتنه حرف بزند اما رئیس مجمع باید حرف بزند !!

آیا احمدی نژاد با سکوتش گل می زند؟ شده : احمدی نژاد با سکوتش گل می زند!!! 

بررسی وجوه مختلف فتنه ی آخربررسی شده : بررسی وجوه مختلف فتنه ی آخر * با اعلام رسمی احمدی نژاد به عنوان سردار امام زمان(عج) ! اینها فتنه خواهند کرد : هاشمی ، بیت امام ، چهره های معتبر مذهبی ( مراجع ) و نهادهای قانونی ( مجمع ، مجلس، قوه قضائیه ، خبرگان و...)

اما در این بین تیترهایی بودند که از دست اندازیها درامان ماندند اما ...

آخرين نيوز: واکنش سایت هاشمی به سکوت احمدی نژاد در برابر " فتنه " –

آینده: نامه انتقادی طلاب بسیجی قم به احمدی نژاد –

دادنا: سایت توکلی: سکوت احمدی‌نژاد در برابر "فتنه" اشکالی ندارد برید سراغ هاشمی !

شفاف: سایت توکلی:سکوت احمدی نژاد در برابر "فتنه"اشکالی ندارد برید سراغ هاشمی ! * این سکوت حکیمانه رئیس جمهور را در کنار برخی بزرگان بی بصیرت و خاموش قرار نمی دهد

 

د) تعداد دفعاتی که از احمدی نژاد نام برده شده خودش هم به نوعی در بین وبسایتهای شخصی بی نظیر به نظر میرسه چرا که تقریبا 17 بار اسم ایشون تو صفحه اول وبسایت ذکر شده.




پی نوشت: اینهمه کینه توزی از شخصی که مدعی آیت اله بودنه  مذموم و ناپسند نیست؟   

مکتوبی از مکتوبات صهیونیستی

 
پیش از این, تو قسمت توضیحات وبلاگ, مکتوبی از مکتوبات پائلوکوئلیو رو آورده بودم اما از وقتیکه اینجا خوندم که ایشون صهیونیست بالفطره تشریف دارند در یک حرکت ضربتی و انقلابی از صفحه وبلاگ پاکش کردم.اومده که: (...در قسمت "معنویت های انحرافی" از مجموعه مستند "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح" برای اولین بار در تلویزیون ، ضمن پرداختن به زندگی نابهنجار و فساد آمیز پائولو کوییلو براساس نوشته ها و مکتوبات معتبر ، اسناد تکان دهنده ای از وابستگی وی به کانون ها و محافل صهیونی به نمایش درمی آید از جمله اعتراف خودش در مصاحبه ای با نشریه "فوکوس مونیخ" در 19 دسامبر 2007 که اعلام می کند 10 سال عضو بنیاد شیمون پرز ( از روسای رژیم اسراییل) بوده است. کوییلو در آن مصاحبه می گوید: "...برای 10 سال است که عضو مرکز شیمون پرز برای صلح (Shimon Perez Center for Peace) هستم. این نهادی است که به خود آقای پرز مربوط است و تلاش هایی که برای برقراری صلح در خاورمیانه انجام می شود را سازمان می دهد..."!سپس فیلم منحصر به فردی از سخنرانی شیمون پرز در کنفرانس داووس سال 2001 پخش خواهد شد که در آن شیمون پرز به طور علنی ، شبه عرفان پائولو کوییلو و کتاب های او را به عنوان راه حلی برای تثبیت اسراییل در خاورمیانه معرفی می کند. او در آن کنفرانس خطاب به کوییلو می گوید :"...معنویتی که شما مبلغ آن هستید، در خاورمیانه برای ما بسیار مفید است و ما بدین شیوه می توانیم با تروریسم مقابله کرده و صلح و آرامش یهودیان را در کشور خود حکمفرما کنیم...)

آرش حجازی بهمراه عطامهاجرانی بال چپ و راست پائلوکوئلیو
پائلو
 

نکته:
مجموعه مستند "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح" به نویسندگی و کارگردانی سعید مستغاثی توسط رضا جعفریان در 26 قسمت برای گروه سیاسی شبکه خبر تهیه شده است.

امان از کف دست قطبی

ایکاش قطبی کره رو مثل کف دستش نمیشناخت

فقط چند خط ...

بواسطه لینکی وارد سایت رضا رشیدپور شدم . جالب بود برام که رشیدپور به خودش اجازه میده تا همه چیز و همه کس رو زیر و رو بکنه حتی اگه در چند خط باشه .

نمیدونم رشیدپورها چرا فکر میکنن چیزی فراتر از یک مجری هستن .

رشیدپور با لطیفه های بی مزه اش تو صبح بخیر ایران شروع شد و با نشستهای شیشه ایی در کنار چهره های مشهور و جنجالی به پایان رسید.

به نظر شما چه اتفاق خارق العاده ایی میتونسته تو این بین رخ داده باشه؟

تحلیل روانشناسانه یک سیاستزده محض


تو این پست میخوام چهارگوشه دنیای سیاست رو ببوسم و مسائل سیاسی رو بذارم کنج اتاق ذهنم و کمی عالمانه تر بنویسم.متاسفانه سیاست همه ما رو مشغول به خودش کرده و از علم روز جاموندیم.میریم سر اصل بحثمون:

يكي از سرگرمي هاي كودكان در سنين پايين نقاشي كشيدن است. جدا از اين كه كشيدن نقاشي يك سرگرمي سالم است يك سرنخ از رفتارها و شخصيت دروني كودك نيز به شمار مي آيد. امروزه آزمون هاي روان شناسي زيادي بر حسب كشيدن نقاشي و تفسير آن ابداع شده است كه روان شناسان از تفسير آنها براي شناخت بيمار خود استفاده مي كنند. تحلیل نقاشی های کودکان به ما کمک می کند تا به دنیای درونی و روح کودک پی ببریم و بفهمیم که چه نیازهایی دارد. آیا کودک بیمار است و یا در سلامت به سر می برد؛ آیا کودک شاد است یا از چیزی رنج می برد؛ کودک چه کسی را بیشتر دوست دارد و به چه کسی اعتماد بیشتری دارد؛ و ... هنگامی که کودک به وسیله تصویر اظهار نظری می کند، بسیاری از جوانب شخصیت خویش را آشکار می سازدكودك همه مسايل زندگي خود را به واسطه نقاشي به تجربه در مي آورد ، خود را مي آزمايد ، و «من» خويشتن را بنا مي كندخطوط ترسيمي ، انعكاسي از دنياي هيجاني او هستند و نقاشي به تنهايي به منزله جهاني است كه به موازات افزايش هشياري و دگرگوني هاي كودك ، متحول مي گردد.

وقتي به يك نقاشي نگاه مي كنيد بايد به تمام جزييات آن دقت كنيد. ما بر اساس رشد دستگاه حركتي و هماهنگي كودك به تفسير نقاشي او مي پردازيم. مثلايك كودك 5 سال به بالابايد بتواند خطوط را رسم كند و اشكال ساده را تقريبا همان طور كه در زیر مي بيند بكشد.

حالا   اینکه دانشمون رو کاربردی بکنیم چند تا مثال میزنیم:

..اگر كودك نمي تواند خطوط را صاف رسم كند و هميشه خطوطي كه به كار مي رود موج دار و داراي شكستگي هاي ريز هستند مي تواند نشانه ضعف هماهنگي حركتي يا بي ثباتي عاطفي كودك باشد.

 

..اگر كودك به جاي كشيدن اشكال با خطوط از خطوط كوچك كنار هم استفاده مي كند مي تواند نشان دهنده عجول بودن يا پرخاشگر بودن او باشد.

 ..هنگامي كه كودك در نقاشي خود از تصاوير بزرگ استفاده مي كند ، نشان از برون ريزي عاطفي و يا اختلال عاطفي است.

 ..اندازه هاي كوچك در نقاشي مثل تصاوير بسيار ريز از آدم ها و درخت ها و غيره نشان از اضطراب، انزواطلبي، لاغر اندامي و ترسويي است.

 

..وقتي از كودك مي خواهيم يك تصوير مشخص را نقاشي كند، اگر از تصاوير ذهني اضافي و خودساخته در نقاشي استفاده كرد، نشان دهنده اضطراب و ترس است يا گرفتار مشغله هاي ذهني خود مي باشد و عالم واقعيات را با عالم خيال درمي آميزد.

اما یکی از روانشناسان در روزنامه ایی غربی نظریه های جالبی ارائه داد.روزنامه‌ی فاینشنال تایمز در این زمینه نوشت که غربی‌ها در طول سال گذشته حداقل 70قطعه از آثار هنری [!] میرحسین موسوی را هر یک به بهای متوسط 20هزار دلار خریده اند! اگرچه هدف از انتشار چنین خبری تعریف و تمجید از شخصیت خالق آثار و بهانه‌ای برای مطرح کردن مجدد حوادث پس از انتخابات در ایران بوده است اما در ورای آن نکته‌ای قابل فهم است که قطعاً اگر منتشرکنندگان آن می‌دانستند هیچگاه اقدام به انتشار آن نمی‌کردند.این خبر و با یک حساب سرانگشتی اثبات می‌کند که یکی از سران فتنه تنها از فروش ۷۰ اثرش قریب به یک میلیون و پانصد هزار دلار آنهم در سال گذشته بدست آورده است! مبلغی که برای فروش چنین آثاری در این سطح غیرمنطقی و غیرقابل قبول است. با درنظرگرفتن این مبلغ هنگفت، آیا مطرح کردن این سؤال منطقی نمی‌باشد که واقعاً ارزش این چند تابلوی معمولی میلیاردی بوده است؟!


درآمدمیلیاردی تابلوهای میرحسین

هاشمی در بابل

الف) اطلاع از حضور هاشمی در بابل تنها به مدد اخبار صداوسیما ممکن شد وگرنه در شهر و در بین مردم کوچکترین نشانه ایی از این حضور دیده نمیشد.دوری از مردم و اکتفا به جمع چند نفره مدیران مرید گذشته و حال, عاقبت مردی هستش که همه موجودیتش به سبب مواضع نادرست خود و خانوادش بربادرفت.رفتار و گفتار هاشمی خصوصا پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر هیچ نشانی از بزرگی مردی نداشت که قرار بود یکی از بزرگان نظام باشه.هرچقدر حضور هاشمی نگاه مردم شهر رو به خودش جلب نکرد اما رسانه ها توجه عمده ایی خصوصا به گفته های این حضور داشتند. سال قبل هاشمی, برای فرار از مراسم تحلیف رییس جمهور منتخب, با حضور در منزلگاه کوهستانی یکی از مریدان خاندانش, به کوههای خوش آب وهوای اطراف بابل پناه برده بود.

ب) واکنش تند رییس دستگاه قضا به اظهارات هاشمی باتوجه به شخصیت آرام وصبور آیت اله لاریجانی غیرقابل تصور بود.شاید آیت اله لاریجانی انتظار داشت نتیجه بررسیهای هیئت فقهی و حقوقی منتخب رو به شکل دیگه ایی بیان بکنه اما شرایط بوجود اومده موجب شد تا این امر به گونه ایی رقم بخوره که هاشمی اینبار نه از جانب قوه مجریه بلکه از سوی قوه قضاییه مورد سرزنش آنچنانی قرار بگیره و این نشان از فضاحت تازه لیدر خانواده هزارفامیل هاشمی رفسنجانی داره.آیت اله لاریجانی بیان داشتند:" اما مي‌خواهم از رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام با همه احترامي که براي او دارم و همه مي دانند گلايه کنم. اشتباه بزرگي کردند که گفتند وقف دانشگاه آزاد را کسي نمي تواند برهم بزند اين وقف خود منبطل بوده است. ... اين حرف، عوامانه است مگر مي‌خواهيم وقف را ابطال کنيم. وقف خود منبطل بوده، اين که اين سخن را در يک مجمع عمومي به اين صورت بيان کنند که وقف دانشگاه آزاد ابطال کردني نيست ... واقعا پذيرفتني نيست و شايسته وي نبود. متاسفيم که اين گونه قضاوت مي‌شود."

ج) اظهارات اخیر هاشمی از دومنظر قابل توجه هستش .اول اینکه هاشمی و مسئولان دفترش اصرار بر اخذ نظرفقهی رهبری در این زمینه داشته و دارند این درحالی هستش که اطلاعیه دفترمقام معظم رهبری در تاریخ10شهریور88 عکس این ادعاها رو نشون میده:" موافقتی از ناحیه رهبر معظم انقلاب اسلامی در خصوص وقف اموال دانشگاه آزاد اسلامی اعلام نشده است.دوم اینکه هاشمی در آستانه اعلام نظر هیئت فقهی و حقوقی متنخب توسط مقام معظم رهبری با نوعی پیش دستی سعی در تحت الشعاع قراردادن آرا هیئت مربوطه داشته و بعبارت دیگه قواعد بازی رو زیرپاگذاشته چرا که به امر مقام معظم رهبری قرار براین بود تا آقای هاشمی‌رفسنجانی (رئیس هیئت مؤسس دانشگاه آزاد) و دکتر احمدی‌نژاد (رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی) تا اعلام نظر هیئت منتخب, مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی متوقف و تصرف مبنی بر وقف دانشگاه آزاد هم لغو شده باشه.

د) با اوصافی که رفت علیرغم میل شدید برخی ها به هاشمی معتقدم که اگه هاشمی عداوت نداشته باشه قطعا صداقت نداره.به نظر میرسه دیر نباشه روزی که بنویسیم هاشمی از کینه شخصی با بخشی از نظام(دولت) به عداوت با کل نظام رسیده.

آیت الله در بی بی سی

گوینده خبر شبکه بی بی سی متنی رو قرائت کرد که تو اون آیت الله,خبر از فریبکاری دولت بواسطه ارائه آمار مجعول در رابطه با نرخ تورم  میداد. البته آیت الله ناصر مکارم شیرازی دلایل علمی و منطقی خود و بیت محترمش رو در رد آمار بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران ارائه نکرد و تنها به خریدها گران آقازاده های محترمشون و احیانا سایر آقازاده های محترم اکتفا کرده.

بر اساس نظر  تعدادی از کارشناسان, آیت الله جدیدالورود به دایره بسته خبری شبکه بی بی سی بواسطه مخالفتهای خود و بیت محترمشون با دولت احمدی نژاد استعداد عضویت دائم در باشگاه خبری بی بی سی رو داشته که این مهم  البته کاملا به همت والای ایشون و بیت محترمشون بستگی داره.

مسئولان شبکه بی بی سی از قدمهای استوار آیت الله در پیوستن به باشگاه آیت الله های بی بی سی تقدیر کرده و در سال همت مضاعف و کارمضاعف خواستار همت بیشتر آیت الله و بیت محترمشون در کار ایجاد شبهات جدی و البته عمدتا شوخی در امورات دولت شده.

ملت غیور ایران هم ضمن همراهی با آیت الله و بیت محترمشون تمامی آمارهای رسمی جمهوری اسلامی از اول انقلاب تا به امروز و محتملا تا با آینده رو شوخی و بعبارت دیگه جعلی فرض کرده و از بصیرت وافر آیت الله و بیت محترمشون و از فریادهای عمارگونه ایشان در پرکردن بخشهای خبری بی بی سی کمال تشکر را داشته و از مسئولان بی بی سی خواهشمند است  تا بیش از این فریاد "این عمار" سر ندهند که داره جمع عماراشون کاملا جمع میشه.

تا حضور بعدی آیت الله در بی بی سی خدانگهدارتان.


درهمین وبلاگ: چه نیازی به تبریک شما


آیت الله مکارم: آمارهای کاهش تورم صحت ندارد / پاسخ دولت به آیت‌الله مکارم شیرازی

حول حالنا...

يامقلب القلوب والابصار                 پرده افكن حجاب دل بردار

در ريا و تقلب و تقليد                    دل و دين داده ايم برسردار

چشم ما رابصيرو روشن كن           سبزه بر دل بزن به فصل بهار

در تعمق به روز و شب باشيم         يا مدبراليل والنهار

درتحول جهان سراسر نور              كائنات مدام از پي يار

يا محول الحول و الاحوال               بيش تر از اين چشم دل به ره مگذار

ما بلاجو و منتظر باشيم                جز به اين بهر ما نباشدكار

حول حالنا الي احسن الحال          جز به عشقت همه كنيم انكار

در تحول شرر فكن برجان               چشم ما شد به روي او بيمار

در تدبر نما همه عاشق                تا قلوب از خدا شود سرشار

حال ما را تحولي بايد                   تا زخواب جهالت هش و بيدار

احسن الحال مي شود بر ما          تا رسد گاه وصل آن دلدار

ساليان خوانده ايم آيه ي عيد         آيه هاي بشارت و انذار

بهر ما خوان تو آيه وصلت              تا كه گردون ما شود به مدار

دست کشیده ها

يادمه اونوقتا, بيش از اينكه دست به كيبورد بشم دست به قلم ميشدم و واسه خودم يه چيزايي ميكشيدم.همين كشيدنها آرومم ميكرد حتي اگه خيلي هم مزخرف ميكشيدم.هنوز خاطرات اونروزها رو تو بايگانيم دارم.تو خاطراتم يه چند تا طرح از كروبي ورژن80 ديدم كه خواستم شما رو هم تو اين خاطراتم شريك بكنم.


يكي رو براي پراكنده گوييهاي كروبي راجع به پولي كه از شهرامش گرفته بود كشيده بودم.آخه بنده خدا اول ميگفت كه پولي نگرفته بعدش گفته اگه گرفتيم خيرات كرديم آخرش هم اضافات داشتند كه اصلا گرفتم مگه بده ؟!!!

 

2تاطرح ديگه هم داشتم كه اصل موضوع رو به خاطر نميارم و تو دفترم يادداشتي نديدم اما علي الظاهر اونروزها برخي از سخنان كروبي سخت  مورد حمايت و تشويق اجانب قرار گرفته بود.

 

((معجون قدرت با تركيبي از شير خر رو حال كردين؟فكر كردين فقط ننه جون عطا مهاجراني بهش شيرخر داده و ننه حون ديگرون بيكار نشسته بودن؟))


با رجوع به گذشته ها ميشه همه رذالتهاي اينروزي موسوي ها و كروبي ها رو ديد هرچند كمي خفيف تر و با رنگ و لعاب منافقانه تري.

روز ترکیدن سبزهای بادکنکی